صراحت آیینه

گروه سرود اسـراء

72 بازدید دریافت نماهنگ

این اثر در ارتباط با سالروز حماسه نه دی ساخته شده است

متن شعر

صراحت آیینه

 

باور كنيد زمين دلش از دست ما پر است

تاريخ از صراحت آئينه دلخور است

 

از روزهاي درد، فقط خاطرات ماند

از جنگ، سلفههايي از خون برات ماند

 

هان از كجاي قصه بدي را بلد شديم

ديروز خوب بوده، امروز بد شديم

 

بد مثل قاتلي كه به خون تكيه ميكند

دارد زمين به حال بدم گريه ميكند

 

آن روزها براي همه پشت ميشديم

ما حق داشتيم ولي مشت ميشديم

 

نامرد در مقابلمان پست و ريز بود

هركجا كه بود بزرگ و عزيز بود

 

تا اينكه ذره ذره غباري بلند شد

عزت نشست، خفت و خاري بلند شد

 

برخي كه جنگ بود و نبودند، آمدند

آواره سنگ بود و نبودند، آمدند

 

سوگند خوردهاند كه پابند ميشوند

احساس كردهاند كه خداوند ميشوند

 

كمرنگ شد چقدر تمامي اصلها

افتاد بوي تفرقه در بين نسلها

 

گاهي تبر زدهاند به ريشه، اثر نكرد

كاري كه كرد تفرقه با ما تبر نكرد

 

هر روز زخم تازه به اين اتحاد خورد

پشت تمام معتقدان باد خورد

 

در راه كسب قدرت هر چيز ميدهند

اين خاك را به قيمت يك ميز ميدهند

 

پرگار پيشرفت زمان را گرفتهاند

از ما غرور ميهنمان را گرفتهاند

 

تاريخ هم به آينهها خو نميكند

اين آبروي رفته به ما، رو نميكند

 

اي آبروي روز مباداي روزگار

منتگذار بر سر ما،س آبرو بيار

ارسال دیدگاه:


از اینکه ابتدا نام خود را همراه با دیگاهتان با ما به اشتراک می گذارید ؛ متشکریم.